مقام شمس از نگاه مقالات

یکی از دوستان جمله ای در ذیل نام وبلاگشان دارند به این مضمون " جهان پر ز شمس تبریز است کو رندی چو مولانا". این جمله را در معدودی از وبلاگها دیده ام ولی ریشه و منبع آن را نمی دانم . به هر حال من این نظر را چندان منطبق بر واقع و برمذاق حضرت شمس در مقالات نمی دانم.  داستان اختصاص موضوع این دفعه به  "مقام شمس از نگاه مقالات" از آنجا شروع می شود که حقیر پرسشی از یک دوست راجع به نوشتن جمله مذکور در وبلاگشان و نظر ایشان در این رابطه را جویا شدم. همانطور که از ایشان انتظار داشتم جوابی قانع کننده و متین دادند که بیشتر مریدان آشنا به عرفان را راضی می کند. اما نه راهرو ساده ای چون من.

 

من با جمله اولت مشکل دارم. جهان کجا پر شمس تبریزی است! نشانی از آن بزرگوار بده تا بی پای پا دوان به خدمتش بشتابم. کو بت شکنی همچو او که دیده به آفتاب وجودش نرسیده است.

و اما جواب:
شاید با جواب دادن به شما دوست بزرگوار در واقع دارم جواب خودم را میدهم.
دوست عزیز ... من فکر میکنم ،
اگر مولانائی باشد ... شمسش خواهد آمد .
معنی این شعر این است که اول باید تبدیل به مولانا شد و آنگاه همه جا شمس خواهد شد یعنی اینکه شمسها خواهند آمد .
و یا به عبارتی دیگر خداوند متعال شمسها را خواهد فرستاد اگر رندی چون مولانا به میدان بیاید ..
==============
اگر مرید آماده باشد ، حتی مرادی مرده میتواند زنده گردد ..... اگر مرید آماده نباشد، مراد زنده هم نمیتواند کاری بکند.

 

 

به قول شمس هر کس با سخنان او آشنا گردد سخن دیگران بر او سرد شود. لذا اگر آن شخص یک راهرو ساده  است، هر راهرویی نیست. هر کس به زندگی آن حضرت نظر بیندازد جز باریتعالی مرادی نمی گیرد. و در هیچ مقامی ساکن نمی گردد که سالک رونده است. همچون شمس که با سله باف آغاز کرد ولی خرقه از پیامبر در خواب گرفت. سخن را در این مقال کوتاه میکنم که به اصل بپردازم که همانا مقام حضرت شمس، ابر مرد دوران و غریب ترین غریب هاست.

رابطه شمس و مولانا، رابطه یک مرید و مرادش نیست رابطه دو ابرمرد است یکی شیخ المشایخ و دیگری انسان کامل. رابطه آن دو چیزی شبیه به رابطه موسی و خضر است با این تفاوت که موسی ار امتحان پیروز درآمدست. اگر موسی از آن امتحان پیروز بیرون آمده بود آنروز خاتم بود. ولی شیخ ما که مریدان فراوان داشت بازی شد در دام صیاد بازگیر که هر بازی را صید نمیکند. به قول حضرت شمس "من مرید نمیگیرم .من شیخ میگیرم. آن هم نه هر شیخی بلکه شیخ کامل".

صیاد ما به گفته خودش 16 سال به دنبال این فرصت بوده است. یعنی 16 سال به دنبال این بوده است که شیخ کاملی بیابد که بتواند اسرار کلام او و فلسفه ناب نگرش او به حقایق را دریابد. بسیار سخت است که بدانی و ببینی و کسی را نیابی که توان تحمل صحبت تو را داشته باشد. اینجاست که مولانا در مثنوی میگوید. "خود غریبی در جهان چون شمس نیست".  

حال هنگامی که شمس به مولانا می رسد بعد از محک و آماده کردن وی، اسرار و حقایق نهفته در درونش را که به قول خودش اگر بیرون نمیریخت همچون آب راکد مرداب می گندید، در مولانا جاری می سازد و باعث ظهور چشمه زلال مثنوی و دیوان شمس می گردد. اما آیا این تمام آن حقایق است؟ خیر. به جمله ای از خود ایشان اشاره مینمایم:  "نفاق کنم یا بی نفاق گویم؟ این مولانا مهتاب است. به آفتاب وجود من دیده درنرسد، الا به ماه رسد. از غایت شعاع و روشنی دیده طاقت آفتاب ندارد. و آن ماه به آفتاب نرسد، الا مگر آفتاب به ماه برسد. لاتدرکه الابصار و هو یدرک الابصار".

آری اگر در طول تاریخ 5 پیامبر اواوالعزم همچون موسی سراغ داریم اما یک خضر را می شناسیم. آری هر کسی پیامبر اولوالعزم نیست؛ و مقام او بالاست.  اما خضر را خداوند بنده "خاص" خود می نامد که جز موسی چشمی آفتاب وجودش را رصد نکرده است.

به امید آنروز که جهان پر از شمس تبریز باشد

/ 16 نظر / 133 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

[گل]با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزیز و گرامی و قلم زیبایتان و آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما در تمامی مراحل زندگانی..باستحضار حضرت عالی میرساند کلبه درویشی حقیر با مطلبی آموزنده با عنوان ... هزاران راه نرفته....بروز شده است ..خوشحال خواهم شد دیدن کنید و نظرات ارزشمند خود را مرقوم فرمائید ، مثل همیشه منتظر قدمهای سبز و حضور گرمتان هستم ..... شیشه عمر دارد خالی میشود .....غرق در سیلابی سرخ ....صدای پای مرگ را می شنوم ...که دارد بمن نزدیک میشود ...یک انسان بی گناه دیگر دارد در دریای مرگ غرق میشود ...درپناه حق و خدا نگهدارتان

ساقي

[لبخند] سلام دوست خوبم ، برادر دینی ام جلال الدین ، . . [گل] [گل][گل] [گل][گل][گل]

رضا

سلام و درود بر شما ....در مورد سوال شما ....خدایا بیاموز به انها که دوست داشتن از عشق برتر است ...از سخنان دکتر علی شریعتی میباشد ......آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما را دارم در پناه حق ... [گل][گل][گل]

رضا

سلام دوست عزيز جمله نقل شده به گمانم از بيتي از دكتر نوربخش است ؟! من هم با شما موافقم كه شمسي نيست تا مولانايي را از فقيهي دانا به عارفي شيدا تبديل كند . " راست نتوانم گفتن! كه من راستي اغاز كردم و مرا بيرون مي كردند ؛ اگر تمام راست بگفتمي به يكبار همه شهر مرا بيرون كردندي "

رها

سلام. هر کاری به زمان خودش نیاز داره. پنجره هم روزی باز میشه.[گل]

رضا

با سلام و درود فراوان بر شما دوست عزیز و گرامی و قلم زیبایتان و آرزوی تندرستی و سعادتمندی شما در تمامی مراحل زندگانی..باستحضار حضرت عالی میرساند کلبه درویشی حقیر با مطلبی آموزنده با عنوان ... حکایت عشق صیاد و پرنده زیبا ....بروز شده است ..خوشحال خواهم شد دیدن کنید و نظرات ارزشمند خود را مرقوم فرمائید ، مثل همیشه منتظر قدمهای سبز و حضور گرمتان هستم ..... دلم می خواد دنیا دیگه گرد نباشه ...صاف باشه...اصلا دنیا یکجور دیگه باشه ..آخ که دلم می خواد دنیا را رنگی دیگر کنم ...صلح صفا را همجا رونق بدم ....آدمها را با عشق و محبت صفا همنشین کنم ....عشق را برایشون دوباره معنی کنم .....آدمای عاشق پیشه رو حسابی روبراه کنم ...تموم این پیر و پاتالا جوون بشن ...شاداب سر زنده بشن ...ساده و مهربون بشن ...با محبت با صفا بشن ...آدمی که تو آسمون خونه داره .....هیچ غم و غصه ی نداره ...ماشین قشنگ نمی خواد ...شهر فرنگ نمی خواد ...اینهمه تجهیزات و تکنولوژی نمی خواد ..........درپناه حق و خدا نگهدارتان[گل]

رویا روستا

سلام اسم وبلاگ من هم شمس پرنده است . خواستی سری بزن.

هما

سلام. دوست خوبم من دوستت دارم و برای زحماتی که کشیدی، ارزش قائلم.ولی اگه جای تو بودم، یک لحظه هم به خودم اجازه نمیدادم یعنی جرئت نمیدادم که اسم خودمو جلال الدین بذارم. مقام اون فرا فوق العاده از من و تو و امثال ما بالا تره. چرا جهان پر از شمس باشه؟ چرا پر از مولانا نباشه؟ مقام عاشقی بسی بالاتر است و لذت عاشقی بسی بیشتر. امیدوارم هر روز بیشتر از دیروز موفق باشی. خوشحال میشم اگه واسم میل بفرستی.[چشمک]

حسام

با عرض سلام و درود بی پایان بر شما. بسیار خرسند گشتم از اینکه چنین بحث های مفیدی رو بیان می کنید و در وبلاگ،برای آنانی مثل من که اطلاعات چندانی از شمس و مولانا و عشق و عرفان ندارم،آشنا می کنید. اگر اجازه دهید،این حقیر هم وارد بحث شما شوم: می تونید ادامش رو تو وبلاگ قماربازان عشق مشاهده فرمایید.

Whoops, looks like something went wrong.