مرگ حربا با آفتاب!

در قتل حلاج٬ شهيد راه عشق سخن های بسيار رفته است ولی اين داستان از سهروردی حلاوت ديگری دارد. اصل داستان در فصل ششم از مقاله لغت موران آمده است که در اينجا به ايجاز می آورم:

روزی (بهتر است بگوييم شبی) خفاشان را با آفتاب پرست مشاجره ای در گرفت. دعوا آنقدر سخت گشت که خفاشان برای تنبيه او، قصد جانش کردند. وقتی شب شد همگی جمع شده و آفتاب پرست را به غار خويش فرو کشيده و بر سر نحوه انتقام به بحث نشستند. پس از مدتی جمعا" به اين نتيجه رسيدند که بهترين روش انتقام قرار دادن آفتاب پرست در مقابل شعاع خورشيد است. زيرا او را با خود قياس کرده و هيچ هلاکتي را بدتر از آن فرض نمی کردند.

سهروردی (شيخ شهيد) می فرمايد :

مسکين حربا (آفتاب پرست) در خود آرزوی اين قتل مي کرد. حسين منصور گويد :

اقتلونی  يا   ثقاتی       ان فی قتلی حياتی

و حياتی فی مماتی      و مماتی فی حياتی

چون آفتاب بر آمد او را از خانه نحوست خود بدر انداخته تا بشعاع آفتاب معذب شود و آن تعذيب احيائ او بود. «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً، بل احیاء عند ربهم یرزقون، فرحین بما آتیهم الله من فضله» اگر خفافيش بدانستي که در حق حربا بدان تعذيب چه احسان کرده اند و چه نقصانست در ايشان بفوات لذت او از غصه بمردندي. 

چه جالب که اين داستان، داستان خود او نيز گشت.

/ 4 نظر / 87 بازدید
سيمرغ

سلام دوست گرامی یک سوال پرسیدم در سایتم خواهشن شما میز به اندازه دانایی و تجربیات خوب لطف کنیدو جوابی دهید بسیار متشکر میشوم ممنونم

ايلا

خداوندا، یاری ام کن تا در هنگام ترس بر بازوان قدرتمند تو تکیه کنم . می خواهم در سایه عشق بی زوال تو ایمن باشم . خداوندا، یاری ام کن تا نگرانی های بیهوده ام را کنار بگذارم و توکل را جایگزین آن کنم . خداوندا، به تو امیدوارم و بـه تـو توکل کـرده ام. بــه مـن جـرأت بـده تـا قدرتمند شوم. می دانم که برای رو به رو شدن با دغدغه های زندگی ام نیاز به قدرت و جرأت دارم و از طریق قدرت تو می توانم نرم تر از فرشته و قدرتمند تر از شیر باشم . . .

حبيب

با سلام و ارادت دوست عزيز به حق که چنين است که مولوی گفته: کار پاکان را قياس از خود مگير گرچه باشد در نوشتن شير شير ------ متناسب با نوشته شما حديثی از پيامبر اسلام است که می فرمايد: موتوا قبل ان تموتوا (بميريد قبل از آنکه بميرانندتان) در پناه حق

ساقی

من صیدم و صیاد او من بنده و آزاد او